تبليغاتX
وکیل الرعایا

وکیل الرعایا

صفحه اصلی سایت، اسفند 88 مورد حمله هکرها قرار گرفته و تا اطلاع ثانوی این صفحۀ موقت، میزبان شماست.

ثبت نام دقیقه نودی جندقی

سید محمد جندقی کرمانی پور، سرانجام تصمیم گرفت برای بیست و ششمین دوره  انتخابات هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز ثبت نام کند.

او، هر چند برای نیامدنش دلایلی داشت؛ از جمله خستگی، اما در شرایطی که از یک سو، نیامدن بهمن کشاورز –که اخیراً به اتفاق آرا، مجدداً برای ریاست اتحادیه انتخاب شد- قطعی شده بود، و از سوی دیگر نگرانی از استقلال کانون وکلا به اوج خود رسیده بود، مجبور شد در تصمیم خود تجدید نظر کند.
صاحب نظران پیش از این، عدم ثبت نام هر دو وکیل کانونهای وکلای دادگستری ایران (کشاورز و جندقی) برای ابطال آیین نامه جدید وکالت را –به طور همزمان- نگران کننده ارزیابی می کردند.
گفتنی است، رییس کنونی کانون وکلای دادگستری مرکز، پیش از انتخابات قبلی و در همایش 14 اسفند 1386 در جمع وکلای جوان گروه پارسیان اعلام کرده بود که برای آخرین بار کاندیدا شده است. اما شرایط حاکم بر سال جاری و موضوع آیین نامه جدید وکالت –که روزهای پایانی ایام تعلیق خود را سپری می کند- موجب شده است تا این گروه در آخرین همایش خود، پس از طرح شایعه عدم کاندیداتوری سید محمد جندقی، از او بخواهد تا در تصمیم خود تجدید نظر کند. این موضوع که با تشویق نزدیک به 200 نفر از حضار همراه شد، مقدمات تجدید نظر در تصمیم رییس کنونی کانون را فراهم ساخت و سرانجام وی، درست در دقیقه نود و پس از مشاهده طوماری از امضای وکلا که خواستار همان تجدید نظر در تصمیم و جلب نظر افکار عمومی بودند، ثبت نام کرد.
تکمله: در این دوره از انتخابات، 77 نفر دیگر نیز کاندیداتوری خود را برای عضویت در هیات مدیره کانون مرکز اعلام کرده و ثبت نام نمودند که «وکیل الرعایا» به زودی، گزارشی دربارۀ اعضای شاخصی که آمدند و یا نیامدند، منتشر خواهد کرد. 

+ نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388ساعت 14:23  توسط گروه وکیل الرعایا  | 

آیا استقلال کانون وکلا به خطر افتاده؟!


وکیل الرعایا:
پس از ایجاد شبهۀ تازه در خصوص صلاحیت دیوان عدالت اداری در موضوع آیین نامه جدید و معلقِ وکالت، و مطرح شدن شایعاتی مبنی بر استفسار و استعلام این مساله از مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ این بحث، در محافل حقوقی و وکالتی، بازی جدید قوه قضاییه برای اختلال در استقلال کانون وکلا ارزیابی شده و از این رو، گروهها و تشکلهای صنفی وکلای دادگستری با تشکیل جلسات فوق العاده، نسبت به این موضوع، حساسیت نشان داده اند.
تکمله: اکنون این پرسش مطرح است که آیا بدون توجه به سوابق، می توان خوش بین بود؛ یا با لحاظ عملکرد گذشتۀ مقامات مسئول در دستگاه قضا، باید به این نتیجه رسید که استقلال کانون وکلا بار دیگر به خطر افتاده است!؟


+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 14:59  توسط گروه وکیل الرعایا  | 

استقلال کانون وکلا در خطر


وکیل الرعایا: رییس جدید دیوان عدالت، وکالت را با کدام عینک می بیند؟!


بهمن کشاورز
، وکیل دادگستری

مقدمه اول؛ موضوع استقلال كانون هاي وكلا و استقلال وكيل مدافع و اينكه چرا بايد وكيل مستقل باشد و فارغ از دخالت (و نه نظارت) حكومت و قوه قضائيه چيزي نيست كه فقط در محافل وكلا و حقوقدانان و قضات مطرح باشد. اين مطلب در سال هاي اخير مورد توجه همه هم ميهنان ما قرار گرفته و حتي نسبت به آن حساس و بعضاً نگران هستند. رويدادهايي كه مردم در تلويزيون ناظر آن بوده يا شرح آنها را در روزنامه ها و نشريات خوانده يا از يكديگر شنيده اند، آنها را نسبت به مساله «حق دفاع» و اينكه اين حق با حضور چگونه وكيلي تامين مي شود و به تبع به موضوع لزوم استقلال وكيل مدافع، علاقه مندتر و مآلاً حساس تر و نگران تر كرده است.
طبيعي است بر اين اعتقاد باشيم كه دست اندركاران قوه قضائيه و كساني كه اعتبار و حرمت جهاني اين قوه و دادگاه هاي ايران و تصميمات اين دادگاه ها در سطح ملي و جهاني بايد بر ايشان مهم باشد، بايد بيشتر از مردم عادي نگران و دلمشغول استقلال وكلاي مدافع و كانون هايشان باشند اما گويا واقعيت چيز ديگري است. توضيح مي دهيم.
مقدمه دوم؛ ماجراي «آيين نامه قانون گونه» يا «قانون آيين نامه نما»ي لايحه استقلال كانون وكلا كه بنا به ادعا بر مبناي پيشنهاد كانون هاي وكلا كه خود كانون ها از آن خبر نداشتند و ندارند تدوين و تصويب و در تاريخ ۳۰/۳/۱۳۸۸ در روزنامه رسمي چاپ و منتشر شده بود، عكس العمل سريع و قاطع كانون هاي وكلا در قالب اتحاديه سراسري كانون هاي وكلا (اسكودا) در قبال آن به صورت اعلام غيرقابل اجرا بودنش مخالفت اكثريت قريب به اتفاق دولتمردان با اين آيين نامه و بالاخره دستور به موقع و داهيانه آقاي آيت الله شاهرودي در خصوص تعويق و تعليق شش ماهه اجراي آن به لحاظ در جريان بودن تدوين و تصويب قانون جامع وكالت با اينكه با وقايع و تنش هاي پس از انتخابات مقارن و تحت الشعاع آن بود مورد توجه بسيار مردم قرار گرفت.و همچنان كه در مقدمه اول گفتيم پيامدهاي حوادث بعد از انتخابات باعث شد مردم عادي آگاهي بيشتر و تصوير روشن تري از موضوع و لزوم اقرار به حق دفاع مردم و تامين آن به وسيله وكلاي مستقل پيدا كنند. بنابراين در اينجا متعرض تفصيل اين مطالب نمي شويم و به طور خلاصه عرض مي كنيم اجراي آيين نامه به دستور رياست وقت قوه قضائيه معوق و معلق ماند و در عين حال چون لازم بود تكليف قضيه به طرز بنيادي روشن شود، كانون هاي ۱۹گانه ايران به بنده و جناب آقاي جندقي رياست محترم كانون وكلاي دادگستري مركز وكالت دادند نسبت به تقديم دادخواست و شكوائيه جهت ابطال آيين نامه مذكور به ديوان محترم عدالت اداري اقدام كنيم.
مقدمه سوم؛ شكوائيه با مشورت برجسته ترين متخصصان دعاوي ديوان عدالت اداري- كه اينك وكيل دادگستري هستند- تنظيم و ضمن آن ابطال آيين نامه مورد بحث از يك سو به خاطر مسبوق و مبتني نبودن آن به پيشنهاد كانون هاي وكلا (موضوع ماده ۲۲ لايحه استقلال كانون وكلا) و از ديگر سو به لحاظ مخالفت و مغايرت مفاد آن با مواد لايحه قانوني استقلال كانون وكلا، قانون كيفيت اخذ پروانه وكالت، اصولي از قانون اساسي و برخي از آراي وحدت رويه هيات عمومي ديوان عدالت اداري، درخواست و صدور دستور موقت بر منع اجرا نيز تقاضا شد. اين دادخواست به كلاسه ۲۳/۸۸/۸۷۹ در ديوان ثبت شد و در نوبت طرح هيات عمومي قرار گرفت و چون اجراي آيين نامه معلق شده بود، از تقاضاي دستور موقت اعلام انصراف شد.

بحث جديد و شگفت انگيز

۱- آنچه در سه مقدمه آمد امور قطعي و يقيني و... و آنچه پس از اين خواهد آمد حاصل مسموعات است. بنابراين كافي است ديوان محترم عدالت اداري كل، قسمت يا قسمت هايي از آن را تكذيب و خيال ما و همه دوستداران عدالت و حاميان «حق دفاع» مردم را راحت كنند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 10:38  توسط گروه وکیل الرعایا  | 

در حاشیه نشست وکلای جوان پارسیان

 

کاندیداتوری جندقی در هاله ای از ابهام!

در حاشیه نشست اخیر گروه وکلای پارسیان، شایعه عدم کاندیداتوری سید محمد جندقی کرمانی پور برای عضویت در هیات مدیره بعدی کانون وکلای دادگستری مرکز، از سوی دبیر نشست با وی در میان گذاشته شد. رییس کنونی کانون مرکز در پاسخ، با استناد به خستگی خود و شعری از حافظ که میگوید چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون رو! این شایعه را تایید کرد. اما حضار که حدوداً ۲۰۰ وکیل و کارآموز بودند، با توجه به حساسیت انتخابات امسال و قطعیت عدم حضور بهمن کشاورز و اینکه هنوز خطر اختلال در استقلال کانون در بیخ گوششان است، با دست زدنهای مکرر خود، خواهان تجدید نظر در تصمیم او تا ۲۴ آذر (پایان مهلت ثبت نام) شده اند.

 

 

کشاورز هم از جندقی خواست که بیاید!

بهمن کشاورز که در آخرین همایش اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران (اسکودا) به اتفاق آرا بار دیگر به عنوان رییس اتحادیه انتخاب شد - و درست به همین دلیل، پیش از این قاطعانه از کاندیداتوری در انتخابات آتی کانون مرکز انصراف داده بود- در این نشست به جایگاه آمد و ضمن اعلام برنامه های اتحادیه، با تاکید بر حساسیت های مقطع حاضر، از جندقی خواست تا در تصمیم خود تجدید نظر کند. این تقاضای کشاورز -که در مقام پاسخ به پرسش های دبیر نشست مطرح شد- با تشویق مناسب حضار همراه شد.

 

از طراح شورای تشکلهای وکلا تقدیر شد

گروه وکلای پارسیان که در هر نشست خود، یک تندیس به پاس زحمات و یا خدمات یکی از حقوقدانان به جامعه حقوقی، به او تقدیم میکند، این بار تندیس خود را به کسی داد که برای وحدت و انسجام بیشتر میان تشکلهای صنفی وکلا، ایجاد شورای تشکلهای وکلای دادگستری را پیشنهاد داد؛ شاپور منوچهری، نایب رییس کنونی کانون وکلای مرکز، پس از دریافت تندیس خود از دست سعید دهقان رییس هیات امنای گروه وکلای جوان پارسیان و دبیر نشست، سخنانی ایراد کرد که علاوه بر پندهای پنهانش، تاکیدی بود بر درک مطلوبش از فضای جوانان و زبان مخفی آنها!

 

پرسش های بی پاسخ نماینده!

آرش صادقیان، عضو هیات امنای گروه وکلای پارسیان و دبیر گروه که در این نشست به عنوان نماینده کمیته آیین دادرسی کیفری، دقایقی به تشریح کلیات بحث و سیر تاریخی و تحلیلی موضوع نشست پرداخت، پرسش هایی را مطرح کرد که با وجود تاکید شدن بخشی از مباحث آن در سخنرانی عبدالفتاح سلطانی، بخشی از آن پرسش ها نیز بی پاسخ ماند که در صورت ارائه آن از سوی دبیر خانه GVP (گروه وکلای پارسیان) در این فضا و در بخش پرسش و پاسخ ها منعکس خواهد شد.

 

تقدیر از عبدالفتاح سلطانی

حمید جلیلی که در آزمون گذشته کانون وکلای دادگستری مرکز، حائز رتبه 24 شده بود، به نمایندگی از گروه وکلای پارسیان، تندیس GVP را به سخنران نشست عبدالفتاح سلطانی تقدیم و از او تقدیر کرد.

 

پاسداشت قهرمانی تیم وکلای پارسیان

گروه وکلای پارسیان که دید یکسال از زمان قهرمانی اش گذشته اما جام قهرمانی تیمش در راهروهای کانون گم شده، تصمیم گرفت خودش آستین بالا زده و از اعضای تیمش تقدیر کند. در این بخش از مراسم، مهدی چای بخش که عضو و دبیر کمیسیون ورزش کانون وکلای مرکز نیز هست، به عنوان عضو هیات امنای گروه وکلای پارسیان و البته کاپیتان تیم، تندیس GVP را به امیر حسین جوزی، مسئول واحد ورزش گروه وکلای پارسیان، جوانترین فاتح قله دماوند و حائز رتبه 15 آزمون ورودی کانون در سال 85 (که البته الان دیگه وکیل پایه یک شده!) داد و از زحمات او قدردانی کرد.

از راست به چپ: آرش صادقیان (سرپرست)، امیر صادقی(دروازه بان)، حامد وثوقیان(مربی)، امیرحسین جوزی(بازیکن و مسئول واحد ورزش)

 

 

معرفی کمیسیون جوانان کانون وکلای دادگستری مرکز

امیرسالار داودی که به دلیل ادبیات وزین و خاص اش به عنوان نماینده کمیسیون انتخاب شد تا به جایگاه نشست GVP بیاید و از عملکرد و برنامه های کمیسیون بگوید و چند خبر خوش بدهد، آنقدر پیرمردانه سخن گفت که بعضی ها خوابشان برد و دبیر نشست مجبور شد کمی از وقت او بکاهد و ...

از راست به چپ: سیامک یوسفی، یحیی نوروزی، علیرضا سعیدی شندی، صنم قدس، نوش آفرین مجدزاده خاندانی، امیرسالار داودی، بهروز یغمایی(عضو و رابط هیات مدیره در کمیسیون) و سعید دهقان (مشاور کمیسیون جوانان)

 

سعید دهقان دوم!

گروه وکلای پارسیان در ابتدای نشست اخیر خود، مطابق رویه معمولش در بخش بحث آزاد بود که ناگهان جوانی دست بلند کرد و از عملکرد کانون در مقابل کارچاق کن ها در دادگستری و آگهی های دروغین عده ای از وکلا سوال کرد. تا اینجای کار همه چیز عادی بود؛ اما وقتی نوبت به معرفی خودش رسید، گفت: دهقان! و سعید دهقان به عنوان دبیر نشست، میکروفنش را روشن کرد و پرسید: نام کوچک؟ و سوال کننده در پاسخ گفت: سعید! که این موضوع با خنده توام با تعجب حضار بابت ظهور سعید دهقان دوم همراه شد!

 

جوانترین دانشجویان جهان در جمع پارسیان!

آرش و هانا حقیقت فرد که زمانی عنوان جوانترین دانشجویان کرج را با 12 و 10 سال در دو رشته حقوق و میکروبیولوژی به یدک می کشیدند، در جمع حاضران در این نشست دیده شده اند. گفتنی است، آنها اکنون مقطع کارشناسی ارشد را نیز در هر دو رشته به پایان رسانده و مشغول دکترا هستند، اما به دلیل کمبود شدید سن(!) بنا به گفته خودشان، از دریافت پروانه وکالت محرومند!

 

GVP

دوم!

گروه وکلای پارسیان که پنجمین سال حیاتش را می گذراند و بنا به گفته یکی از اعضای هیات امنایش، در خبرنامه ها و بروشورهایش، علامت اختصاری اش را به طور طبیعی

GVPانتخاب کرده و سالها در معرض عموم وکلا گذاشته است، در حاشیه نشست اخیرش، با آگهی یکی دیگر از گروه های صنفی وکلا مواجه شد که با علم به این موضوع، اخیراً از این نام استفاده کرده است! شنیده شده، این مساله موجبات نگرانی و اعتراض اعضای گروه وکلای پارسیان را فراهم آورده و در حال پیگیری است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 14:40  توسط گروه وکیل الرعایا  | 

عبدالفتاح سلطانی در نشست گروه وکلای پارسیان چه گفت؟

 

عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری در نشست دهم گروه وکلای پارسیان مطرح کرد

اجازه دادگاه یعنی دادگاه، نه دادسرا!

سیر قانونگذاری را در خصوص تبصره ماده 128 قانون آئین دادرسی کیفری را اگر در نظر بگیریم در مقایسه باقانون سال 1335 قانون آیین دادرسی کیفری،متوجه خواهیم شد که در سال 1387 قانونگذار تصمیم گرفت که این تبصره را ایجاد کند و یک محدودیتی را ایجاد نماید برای اعمال حق دفاع در اصل 35 قانون اساسی مساله حق دفاع مطرح شد. هرچند دیدگاه های دیگر می خواهند این حق دفاع را محدود کنند فقط در دادگاه و در رسیدگی در دادگاه و بخش دادسرا را از آن جدا کرده و دامنه شمول اصل 35 را محدود نمایند بنابراین به این تبصره متمسک شده اند.

در اوایل انقلاب در برخی از دادگاه ها حتی دادگاه های خانواده این جمله در پشت درب هایشان به چشم می خورد که " از حضور وکیل معذوریم" ! این واقعیت تلخی بود که جامعه وکالت و دستگاه قضاء با آن روبه رو بود . از اوایل انقلاب تا سال 1372 و حتی تا سال 1375 شاهد آن بودیم که در محاکمات دادگاه های انقلاب چه در جرائم سیاسی و چه در جرائم غیر سیاسی وکیل حضور نداشته است. نه در مرحله دادسرا و نه در دادگاه. بتدریج از سال 1376 در زمانه دوره اصلاحات و دوره آقای خاتمی، کم کم پای وکلا به دادگاه انقلاب و دادسرا باز شد. قبل از آن صد درصد حضوری دیده نمی شد. به دلیل نگرش تنگ نظرانه برخی از مسئولین بود که تاکنون هم برخی آن نظر را دارند این رویه اعمال می شد.در اینجا نیاز به توضیح است که برخی از قضات هم به این نگرش اعتقادی ندارند. به راستی.وکیل چه ابزاری دارد وقتی در دادسرا ها و در دادگاه حضور دارد؟ چه اسلحه و زوری دارد که از وکلا می ترسند؟ من و شما بعنوان وکیل می خواهیم از حقوق متهم دفاع کنیم در چارچوب قوانین موجود. بنابراین کسانی که مانع این حضور می شوند بنظر بنده دو حالت برایشان متصور است؛ یکی آنکه نمی خواهند قانون را اجرا کنند و اگر وکیل حاضر باشد و آنان را دعوت به اجرای قانون کند ، آبرویشان را از دست خواهند داد و یا آنکه قاضی سواد کافی برای اجرای قانون را ندارد و شق سومی نیز در کار نیست. چرا باید در هر مقطعی چه در دادسرا و چه در دادگاه این بیم از وجود و حضور وکیل وجود داشته باشد!؟ من فکر می کنم کسانی که این دیدگاه را دارند فقط به این دلایل مانع حضور وکیل می شوند، در غیر اینصورت اگر قاضی باسواد باشد اشکالی در حضور وکیل نمی بیند. من به خاطر دارم یک قاضی روحانی به من گفت که بسیار خرسند است زمانی که طرفین وکیل دارند زیرا حداقل از طرفی وکیل شاکی پرونده را به دقت بررسی کرده و نکاتی را در آن سنجیده و از طرف دیگر هم وکیل متهم نیز برای دفاع، همان پرونده را با دقت ارزیابی کرده است بنابراین من با دو دیدگاه کارشناسانه مواجه می شوم و ضریب خطایم کمتر می شود و با آسایش خاطر بیشتری رای می دهم.

اما اینکه قانون اساسی در اصل 35 که محور بحث نیز همین اصل است بیان می دارد که در همه دادگاه ها طرفین حق دارند وکیل داشته باشند و... پرسشی که در این مقطع بنظر می رسد آن است که واژه " دادگاه " ذکر شده شامل دادسرا و سایر مراجع قضایی هم می شود و یا منحصرا شامل نهادی است که رسیدگی ماهوی می نماید؟ این پرسشی اساسی است. برای اینکه به این پرسش پاسخ منطقی بدهیم بنده معتقدم در برخی از اصول قانون اساسی واژه هایی بکار برده شده است که ما می توانیم از آن واژه ها برای تفسیر این اصل کمک بگیریم.

اصل 36 قانون اساسی بیان می داردکه؛ حکم به مجازات و اجرا یر آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد. سوال من این است که آیا این اصل را اگر در نظر بگیریم منظور از دادگاه صالح چیست؟ آیا مثلا شعب تشخیص سابقا که رسیدگی ماهیتی می نمود مشمول آن نیست؟ آیِا کسی می تواند چنین ادعایی بکند؟ یا در اصل 37 قانون اساسی که اصل برائت را تعریف نموده و اصل را برائت می داند و هیچکس مجرم شناخته نمی شود از نظر قانون مگر آنکه جرم وی در دادگاه صالح ثابت گردد. بنابراین آیا سایر مراجع قضایی را که حکم صادر می کنند ، نباید اصل برائت را مراعات کنندو واژه " دادگاه " اخص می شود و شامل سایر مراجع قضایی نمی گردد؟

اصل 159 قانون اساسی مرجع رسمی تظلمات و شکایات را دادگستری می داند و تشکیل دادگاهها و تعیین صلاحیت آنها را منوط به حکم قانون می داند. آیا کسی می تواند بگوید منظور از کلمه "دادگاه " دادسرا از شمول مرجع تظلمات و شکایات خارج است؟ یا باید اینطور معنی کنیم که منظور فقط دادگاه است و مثلا دادگستری نمی تواند دادسرا یا شورای حل اختلاف و یا سایر نهادها را تشکیل بدهد. در صورتی که چنین نیست و منظور از دادگاه کلیه مراجع قضایی است و اعم است از دادسرا و یا هر نهاد قضایی دیگر.

اصل 161 قانون اساسی دیوان عالی کشور را به منظور نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم در نظر گرفته است. اگر معتقد به آن باشیم که غیر از دادگاه ها منظور نظر قانونگذار نبوده بنابراین دیوان عالی کشور حق ورود در آن خصوص را ندارد. مثلا اگر در دادسرا تخلفی در حین رسیدگی شکلی صورت گیرد حق ورود ندارد و تنها به نظارت در دادگاه ها بسنده می نماید! اگر این تفسیر مضیق و تنگ نظرانه را بپذیریم منظور از دادگاه شامل دادسرا نمی شود و این واژه تنها بر نهادی که رسیدگی ماهوی دارد اطلاق می شود.

در اصل 165 قانون اساسی ذکر شده که محاکمات علنی انجام میشود و حضور افراد بلامانع است مگر دادگاه تشخیص دهدکه ... حال سوالی که مطرح می شود آنست که منظور از دادگاه همان نهاد ویژه است و یا مثلا رسیدگی در شورای حل اختلاف و یا هیات تشخیص باید سری باشد.

اصل 166 قانون اساسی می گوید که احکام دادگاه ها باید مستند و مستدل به قوانین و اصولی باشد که بر آن اساس حکم صادر شده است، حال بازهم اگر معتقد به همان تفسیر مضیق باشیم باید بپذیریم که تصمیمات دادسرا ها نباید مستدل و مستد باشد؟! ولی می دانیم که این اصل شامل تمام مراجع قضایی است و تمام احکام در هر مرجعی باید مستند و مستدل به قوانین و اصول بوده و موجه باشد از جمله کلیه قرارهای صادره در دادسرا و سایر تصمیمات قضایی.

اصل 170 قانون اساسی بیان می دارد؛ قضات دادگاه ها مکلفند از اجرای تصویب نامه ها و آیین نامه های دولتی که مخالف با قوانین و مقررات اسلامی هستند خودداری کنند و... بازهم اگر قائل به آن تفکیک باشیم پس قضات دادسرا ها باید هر آئین نامه خلاف قانونی را اجرا کنند و اگر معنای دادگاه ها فقط شامل دادگاهی باشد که در ماهیت رسیدگی می کند، با این اصل مطابقت ندارد. بنابراین باید واژه دادگاه ها را در معنای عام بنگریم و تفسیر موسع نمائیم یعنی هر مرجعی قضایی.

ذیل اصل 172 قانون اساسی مساله دادگاه نظامی را مطرح کرده است و سپس در ذیل آن میگوید دادستانی نظامی و دادگا های نظامی ... چرا در این اصل از دادستانی نظامی نامبرده است و آنرا تفکیک کرده چون قبلا دادسرای نظامی زیر مجموعه دادگستری نبود . در اینجا اگر دادسرا های دیگر هم نیاز به تصریح داشت قانونگذار تصریح می نمود و بر قانونگذار قانون اساسی بدیهی بوده که منظور از دادگا ها یعنی کلیه مراجع قضایی و بهمین دلیل تنها جایی نیاز به تصریح داشت که دادستانی نظامی بود.

اصل 34 قانون اساسی دادخواهی را حق مسلم هر فرد می داند و ... آیا برای دادخواهی به غیر از دادگا ها مراجع قضایی دیگری نداریم که به آنها رجوع کنیم ؟ آیا برای دادخواهی سراغ دادسرا ها نمی رویم؟

اما دلیل دیگر برای این تفسیر موسع آن است که قانون گذاری هایی که بعد از قانون اساسی شده است تائید می کند این تفسیر موسع را که واژه دادگاه ها شامل دادسرا هم می شود. یکی از قوانیی که این مطلب را بطور وضوح بین کرده است قانون آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی مصوب سال 1383 است . بند سوم این قانون بیان می دارد که؛ دادگا ها و دادسرا ها موظف به ... حال اگر منظور قانون اساسی این بود که حضور وکیل برای اجرای حق دفاع فقط شامل دادگا ها می شود و دادسرا ها را در بر نمی گیرد،آیا قانونگذاری که در شورای نگهبان است و این قانون را تائید و تصویب کرده نمی داند که آن بر خلاف قانون اساسی است؟ خود این مصوبه معنایش این نیست ؟ بنابراین مصوبات قانونگذاری نشان می دهد که قانونگذار قانون اساسی منظورش از دادگا ها شامل کلیه مراجع قضایی می شده است .

یکی از قوانینی تاسف انگیزی که در این مورد وجود دارد قانون برنامه چهارم توسعه است . به یاد داشته باشیم که این قانون موقتی بوده است و بنابر یک روایت مدت اجرایش منقضی شده است و بنابر روایت دیگر حداکثر تا پایان سال 1388 است اما در این مصوبات لغزشهایی مشاهده می گردد. در ماده 130 بیان شده که قوه قضائیه موظف است لوایح ذیل را تهیه و به تصویب مراجع ذیصلاح برساند. 7 بند موجود است مثلا لایحه جرم زدایی، لایحه جایگزین کردن مجازات های حبس، لایحه حمایت از حقوق شهروندی و الی آخر. در بند ز آمده که نسبت به موارد ذیل نیز اقدام نماید. قوه قضائیه موظف است لوایح ذیل را تهیه و به تصویب مراجع ذیصلاح برساند و نسبت به موارد ذیل اقدام نماید . این انشاء را اگر در نظر بگیرم متوجه عدم تناسب آن می شویم . زیرا هیچ تناسبی بین این بند با بند های پیشین وجود ندارد. این یک لغزش است. لغزش دیگر آنکه در این بند گفته شده نسبت به موارد ذیل اقدام نماید به منظور اجرای اصل 35 قانون اساسی و نیز بمنظور تامین و حفظ حقوق عامه و گسترش خدمات حقوقی هریک از اصحاب دعوی حق انتخاب، معرفی و حضور وکیل در تمامی مراحل دادرسی اعم از تحقیقات، رسیدگی و اجرای احکام قضایی را دارند. بنابراین تمامی افراد حق دارند هم در مرحله دادسرا و هم در مرحله دادگاه وکیل داشته باشند. اما تناسبی با بند ز ندارد که می گروید اقدامی انجام دهد. چه اقدامی ؟ از این به بعد قضیه محدود می گردد که ... " به استثنای مواردی که موضوع جنبه محرمانه دارد و یا حضور غیر متهم به تشخیص قاضی موجب فساد می شود" این استثناء بر خلاف قانون اساسی است قانونگذاری که قانون حفظ حقوق شهروندی را تصویب کرده و تکلیف کرده که دادسرا ها باید حضور وکیل را بپذیرند پس چگونه در اینجا در یک جمله نامربوط آورده که هیچ تناسبی بین این بند و ماده 130 وجود ندارد. اگر بخواهیم این جمله را پشت سر هم بخوانیم اینطور می شود که "قوه قضائیه موظف است لوایح ذیل را تهیه و به تصویب مراجع ذیصلاح برساند و نسبت به موارد ذیل اقدام نماید " به منظور اجرای اصل 35 طرفین حق دارند وکیل داشته باشند و... چه ارتباطی بین این عبارت وجود دارد؟

در اینجا است که معتقدم یک عده نگران بودند و می خواستند این استثناء را بگذارند تا دامنه شول اصل 35 قانون اساسی را محدود نمایند و با این عبارت نامتناسب این خواسته خود را محقق نمودند و قانونگذار هم به انشاء آن بی توجهی کرده است.

در اصل 9 قانون اساسی -که اگر دیگران توجه یه این اصل بکنند هرگز چنین قانونگذاری و اقدامی محقق نمی شود- هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی ،فرهنگی،اقتصادی و نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور ،آزادی های مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. حق داشتن وکیل در دادسرا نیز حق مردم است و با این قانون غلط بر خلاف اصل 9 قانون اساسی عمل می شود و بخشی از حقوق ملت نادیده انگاشته می شود. من تعجب مب کنم که چرا متاسفانه شورای نگهبان از این مصوبات غافل است و چنین مصوباتی را تائید نموده است .

در تبصره ماده 128 قانون آین دادرسی کیفری چه اتفاقی افتاده است؟ قانونگذار متاسفانه به وکلای دادگستری کم لطفی کرده و برخورد توهین آمیزی با وکلا شده است . آنجا که می گوید در مواردی که موضوع جنبه محرمانه دارد، این واژه کشداری است و هر موضوعی را می توان بگوید که محرمانه است . بنابراین چه معیار و استدلالی وجود دارد که بگوئیم این موضوع محرمانه است یا محرمانه نیست؟ یا حضور غیر متهم به تشخیص قاضی موجب فساد است . این سوال را ایجاد می کند که حضور غیر متهم یعنی فقط وکیل ، چطور می تواند موجب فساد باشد.؟ اولا کلمه فساد به چه معنا است؟ تقریبا در تمام فرهنگ حقوقی و فرهنگ محاوره ای که مردم با یکدیگر دارند فساد خارج شدن از چارچوب قانونی معنا می دهد. مثلا مفاسد اقتصادی یعنی روابط اقتصادی خارج از چارچوب قانون و یا مفاسد اجتماعی روابط خارج از چارچوب ضوابط قانونی را شامل می شود و یا وقتی می گوئیم عقدی فاسد است یعنی خارج از مقررات قانونی منعقد شده و شرایط صحت را ندارد. سوال این است که چگونه حضور وکیل در مرحله دادسرا می تواند موجب فساد باشد؟! پاسخ این است که اگر حضور وکیل موجب مفسده است اگر بازجو از متهم سوال کرد که شما خدا را قبول دارید یا نه ؟ این سوال تفتیش عقاید است و طبق اصل 23 قانون اساسی ممنوع است یا بازپرس یا دادیار با فشار و زور و تهدید متهم را وادار به اقرارکند چه کسی می تواند مانع این اقدام غیر قانونی به جز وکیل شود ؟ نبود وکیل متهم حین بازجویی موجب فساد است و نه حضور وی. با هیچ استدلالی نمی توان ثابت کرد که با حضور وکیل مفسده ای در حین تحقیقات محقق شود.

در قانون برنامه چهارم توسعه شرط جرائم علیه امنیت کشور را حذف کرده است و فقط به محرمانه بودن و اینکه حضور غیر متهم موجب فساد شود اکتفا کرده است.

حال متهم حاضر می شود و به جای آنکه اتهام و دلایل اتهام به وی تفهیم شود اصل 32 قانون اساسی کنار گذاشته شده و شروع می کنند از مسائل خصوصی و خانوادگی و اعتقادات سیاسی و دینی فرد پرسش کردن و متهم را در وضعیتی قرار می دهند که در موضع ضعف قرار گیرد و از این طریق متهم اقرار به گناه ناکرده می کند . همه ما شاهد هستیم که متهمین بعد از آزادی منکر اقرار خود می شوند (در حوادث اخیر شاهد آن بوده ایم) پس اگر وکیل در دادسرا حضور داشته باشد، از بسیاری از مفسده ها جلوگیری می شود.

اما سوال اساسی این است که آیا این تبصره تمام مراحل تحقیقات را در بر می گیرد؟ خیر . یادمان باشد، تحقیقات شامل تفتیش منزل ، تفتیش اماکن، معاینه محل و تحقیقات محلی می شود و در تمام مراحل وکیل می تواند حضور داشته باشد و این تبصره فقط قسمتی از تحقیقات را گفته و به فرض آنکه ما آنرا معتبر بدانیم، فقط بازجویی از متهم معنا دارد یعنی هیچ دادسرایی حق ندارد حتی به استناد این تبصره مانع حضور وکیل در دادسرا شود چون تجقیقات دامنه وسیعی دارد و فقط منظور تبصره بخشی از تحقیقات در بازجویی است زیرا بقیه موارد تحقیقات مثل تحقیق از شهود شامل آن نمی شود . چطور اگر وکیل حاضر نباشد می تواند شهودی را که علیه متهم هستند را جرح نماید؟ چطور ممکن است مثلا نظر کارشناسی را که غلط است و متهم آنرا نمی داند را فاش کرده و به آن اعتراض نماید؟ مثلا نظریه پزشکی قانونی اظهار داشته که مرگ در اثر ایست قلبی بوده ولی در تحقیقات «قتل عمد» نوشته و متهم را بازداشت کرده اند! می تواند وکیل به این مساله اعتراض کند و توجه قاضی را به نظریه پزشکی قانونی معطوف کند و متهم باید بلافاصله از توقیف رها شود .

ایراد دیگری که به این تبصره وارد است " با اجازه دادگاه …." است که اصلا ربطی به دادسرا ندارد در این تبصره آمده به طور کلی ما دو مرحله تحقیقات را بررسی می کنیم . در برخی از جرائم مانند جرائم منافی عفت ، جرائم مربوط به اطفال و غیره ، پرونده مستقیما در دادگاه مطرح می شود و برخی دیگر از جرائم هم از دادسرا شروع شده و به دادگاه می رسد در این تبصره گفته شده " دادگاه" و صحبتی از دادسرا به میان نیامده است. ممکن است این ایراد گرفته شود که این تفسیر صحیح نیست زیرا در زمانی ایجاد شده که دادسرا وجود نداشته است اما پاسخ این است که در همان زمان یعنی سال 1382 فقط تبصره ذیل ماده 128 ایجاد شده بعنوان ماده واحده بوده و در آن زمان دادسرا وجود داشته است پس با مصوبه ماده واحده سال 1382 قانونگذار توضیح داد که این تبصره فقط مربوط به دادگاه است و فرض آنکه قانونگذار آگاه نبوده را نمی توانیم تصور کنیم، حال که در سال 82 از دادگاه نام برده و نه در سال 78 ، پس معنای این مصوبه آن است که فقط قضات دادگاه در جرائمی که مستقیما در دادگاه مطرح می شود می توانند این تبصره را اعمال کنند و شامل دادسرا نمی شود. افزون بر آن ماده 3 قانون حفظ حقوق شهروندی است که تکلیف کرده در دادسرا ها باید وکلا حضور داشته باشند .

*بخش پرسش و پاسخ این نشست به زودی منتشر می شود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 11:51  توسط گروه وکیل الرعایا  | 

پرواز وکیل با بال های بسته و شکسته

بنا بر اطلاعیه گروه وکلای پارسیان که امروز به دست ما رسید، ساعت 6 عصر روز سه شنبه دهم آذر 1388، سالن همایش­های کانون وکلای دادگستری مرکز، میزبان دهمین نشست علمی و تخصصی این گروه با سخنرانی عبدالفتاح سلطانی، وکیل پایه یک دادگستری در باب «اجازه مقام قضایی درباره حضور وکیل در مرحله تحقیق» است.
کمیته آیین دادرسی گروه وکلای پارسیان که از تمامی وکلا و قضات دادگستری، کارآموزان وکالت، دانشجویان حقوق و اصحاب رسانه جهت حضور در این جلسه دعوت کرده است، متنی را برای تشریح بحث به سایت وکیل الرعایا ارسال کرده است که متن کامل آن در پی می آید:

آن زمان که بشر به خرد خویش پی برد، چرخ مکانیک و ایستا و باز اجتماع را به سوی جامعه ارگانیک (دورکیم) و پویا (کنت) و باز (پوپر) جهت داد و در این میان، چون این چرخ نوین، ارگانیسم اجتماعی را فراگرفت، بشر دریافت که بدون  وضع قواعد و مقرراتی برای بشر علیه بشر نمی تواند به موجودیت خود در این فراگرد نوین رنگ و بویی زنده داده و حیات خویش را تداوم بخشد. از این رو، اندیشید و تجربه کرد تا که سایه موجودی ساخته دست خویش، یعنی دولت را بر جامعه اش نمایان دید؛ همان موجودی که به ناگاه و غافل از تدبیراندیشی و آینده نگری بشر، در کمین اش نشست و نه تنها جامعه اش را در کنترل گرفت که قوه فاهمه و خردورزی اش را نیز در چارچوب فکرانی خویش به زنجیر کشید. در این هنگامه بود که دیگر وضع پاره ای قواعد و مقررات از سوی بشر نه علیه بشر بلکه به نفع بشر در مقابل دولت، رنگ ویژه ای به خود گرفت.
با تولد حقوق کیفری و ضرورت وجود تشریفات رسیدگی به جرم از رهگذر حمایت از بشر در مقابل دولت، «حق دفاع» به مثابه بارزترین ابزار تضمینی حقوق و حق های یک متهم در گردونه آئین ضروری رسیدگی به اتهام او پدیدار گردید و اجرای خویش را بر دولت ها تحمیل نمود؛ حقی که در پی آن متهم می تواند به وقت حاجت «سکوت» اختیار کند و به دنبال «ابلاغ حق بر داشتن وکیل» از همان ابتدای تفهیم اتهام، وی را از وجود «وکیل اختیاری یا تسخیریِ واجد کلیه اختیارات مسلم و موثر دفاعی» بهره مند کند. بر همین اساس است که اسناد حقوق بشری در عرصه های بین المللی (اعلامیه جهانی حق های بشری(بند یک ماده یازده) و میثاق بین المللی حق های مدنی و سیاسی(بندهای «ب» و »د» ماده 14) و ملی (از جمله قوانین اساسی) بر آن تصریح کرده اند.
اصل 35 قانون اساسی کشورمان از همین سرچشمه سیراب شده و رنگ الزام به خود گرفته است، اما جای بسی شگفتی دارد به رغم صراحت مفهومی این الزام، جامه ابهام و تحدید بر تن وی پوشیده شده و سناریوی ناکارامدی «یکی به میخ و یکی به نعل» را به بهترین وجه به نمایش گذاشته است؛ نمایشی که در آن، بازیگر خلاق اجتماعی، یعنی همان شهروند متهم، در چارچوب قانونی و نه حقوقی از حق بهره مندی وکیلی واجد اختیارات مسلم دفاعی در مرحله تحقیق به شکلی محروم می گردد و ناظران این نمایش نیز جز اظهار همدردی و خونین کردن دیدگان شان رهگذری حمایتی برای خویش نمی یابند.
با وجود اینکه اصل مزبور بر ضرورت حضور وکیل به مثابه جلوه ای از حق بر دفاع متهم صحه گذاشته است، در عرصه قوانین موضوعه عادی، «این ضرورت» به شکل «شبه-ضرورت»جنبه تقنینی یافته و مشمول ضوابطی امنیتی و فرهنگی شده است؛ ضوابطی که به واسطه بهره گیری از واژگان کشدار، این حق را در مرحله تحقیقات مقدماتی به نوعی به حد صفر رسانیده و بود و نبودش را برابر ساخته است. به راستی، در هنگامه ای که حضور وکیلی واجد کلیه اختیارات مسلم دفاعی در دعاوی حقوقی به مثابه ضرورتی گریزناپذیر برای اقامه و پیگرد این دعاوی تلقی می گردد، چگونه توجیه پذیر خواهد بود که در دعاوی کیفری که با جان و مال و حیثیت شهروندان مرتبط است و از حساسیت دوچندان نیز برخوردار، متهم درمانده صرفاً در مرحله دادگاه مستحق بهره مندی از چنین وکیلی باشد، حالیا بیش از همه این در مرحله تحقیقات مقدماتی است که نطفه برائت یا مجرمیت متهم منعقد می گردد و وجود وکیلِ واجد جامع اختیارات موثر برای دفاع از وی ضروری است.
محرومیت از بهرمندی از اطلاعات و آگاهی های قانونی و حقوقی وکیل مدافع در مرحله حساسی همچون تحقیقات مقدماتی-که وسعت اختیارات ضابطین دادگستری در آن بیداد می کند- نه تنها ناقض تضمین های پیش بینی شده اسناد بین المللی حقوق بشری- که کشورمان بدانها محلق شده- و اصل مسلم 35 قانون اساسی است، نوعی بازگذاشتن راه سوءاستفاده مامورین مزبور از اختیارات خویش و جمع آوری دلایل غیراصولی علیه متهم ناآگاه و بی اطلاع از موازین حقوقی و قانونی نیز خواهد بود. بدیهی است، این خلاء در مواردی که متهم به دلیل عدم آشنایی با قوانین و مقررات، مبادرت به اظهارات ناسنجیده می کند، بیش از پیش و دوچندان احساس می شود.
پرسشی که در این میان مطرح می شود اینکه آیا چنین اظهاراتی از سوی متهم در مرحله تحقیقات مقدماتی، آنهم بدون حضور وکیلی واجد اختیارات مسلم و موثر دفاعی از وی، می تواند مبنای تشکیل پرونده ای کیفری و در نهایت، محکومیت و مجازات وی شود؟ اگر حضور و دخالت وکیل در مرحله تحقیقات مقدماتی که خود از تضمین های حقوق دفاعی متهم و تحقق اصل تساوی سلاح هاست، منوط به اجازه مقام قضایی باشد، نه تنها به منزله نادیده گرفتن اصل برائت(اصل 37 قانون اساسی) و نقض دادرسی منصفانه بوده، بلکه دیر یا زود به استبداد قضایی نیز منجر خواهد شد.
النهایه، حق بر دادرسی منصفانه ایجاب می نماید که آئین دادرسی، آغشته به لعاب حداقل معیارهای حقوق بشری باشد. در سایه چنین حقی، متهم درمانده می تواند امیدوار باشد که با بهره مندی از «حق مداخله موثر وکیل» (به جای «حضور صرف وکیل») در مرحله نخستین تحقیقات، فرشته عدالت را بر آسمان زندگی رو به نیستی اش به وضوح مشاهده کند. بدیهی است فرشته عدالت زمانی بر فراز سرزمین انسانیت قادر به پرواز خواهد بود که بال هایش (وکیل و قاضی) همسو و هم نظر «با هم» و «برای هم» در راستای تحقق «آرمان های جامعه» به حرکت درآیند.

* لینک خبر این نشست در سایت اتحادیه سراسری وکلای دادگستری ایران (اسکودا)

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 12:0  توسط گروه وکیل الرعایا  |